قهرمان ميرزا عين السلطنه
790
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كرده گفت « اشكمت درد هاكنه » و رد شد . هيچ كس رحمى نمىكرد . همان جاى چادر شب رفتن منزل است . هوا خوب بود . از هركه پرسيدم گفت اردو نرفته . بيستم يا بيست و هفتم مىروند . خوشحال شدم كه الحمد لله به موقع رسيدم . مهدىآباد مشير خلوت پنجشنبه 18 محرم - پنج ساعت ربع بالا به ظهر مانده از شمسآباد كمرد سوار شديم ، در سرخهحصار قدرى پياده شده خستگى در كرديم . چهار ساعت و ربع تا مهدى آباد مشير خلوت راه بود . ناهار در باغ تازهء قشنگ آنجا خورديم . گلكارى و استخر خوبى داشت . تازه آباد كرده . يك ساعت از ظهر گذشته من سوار شده كه زودتر شهر برسم . بازگشت به طهران يك ساعت و نيم راه تا دم دروازه آمدم ، نيمساعت تا خانهء حضرت و الا . شرفياب شده به سلامتى فردا در ركاب مبارك تشريف مىبرند . مقرر شد تهيه ديده دو روز بعد ملحق شوم . شب را آنجا ماندم تمام صحبت آب گرم و اين سفر بود . نواب عليه شمران خانهء فخر الملك تشريف برده بودند . غروب تشريف آوردند . پشه و گرماى شب تلافى گذشته را كرد . تا صبح خوابم نبرد و به شدت تلخ گذشت . سرآمد مر اين داستان فرود * كنون رزم كاموس بايد شنود جمعه 19 - تا قبل از ناهار خانهء حضرت و الا بودم ، بعد منزل رفتم . نواب عليه آنجا تشريف آورده بودند . به سلامتى عصر حضرت و الا شمران تشريف برده كه فردا صبح در ركاب مبارك بردند . عصر آقاى عماد السلطنه ، دائى جانم اينجا تشريف آوردند . مال بنه نرسيده و رفتن امروز موقوف شد . صدمه و مرارت اين سفر خيلى زياد است . هزار ناملايم بايد ديد . خداوند به خير بگذراند . هواى شب بهتر از شب گذشته بود . فوت وليعهد ! شنبه 20 - اعليحضرت امروز تشريف بردند . فوت وليعهد خيلى در شهر منتشر شده . گمان مىكنم اراجيف باشد . چطور مىشود مطلبى به اين بزرگى واقع شود و رسما اعلان نشود و شاه سفر برود . مراسم تعزيه و سوكوارى به عمل نيايد . خدا نكند . حيف است . كارها مشوش خواهد شد . ناهار خورده خانهء حضرت و الا رفتم . غروب به زحمت زياد بارها راه افتاد ، آقاى عماد السلطنه تا نيمساعت از شب رفته مشغول بودند . تا دم دروازه هم همراه بارها رفتند . منزل رفتم گرم بود . خيلى سخت خوابم برد . پاره شدن قمچى يكشنبه 21 - تا ظهر خانه بودم . خانهء حضرت و الا رفتم . مدتى در زيرزمين بوديم . صحبت تمام از سفر بود . نخوابيدم بعد بيرون رفته هرقسم بود اصلاحى بين